نجرانيان در حالی كه لباس‌های فاخر بر تن داشتند وارد مدينه شدند و در مسجد به حضور پيغمبر اسلام (ص) آمدند. پيامبر با مشاهده هيئت آنان از ايشان روی برگرداند. چند روز به همين منوال گذشت تا آنكه نجرانيان متوجه شدند با سر و وضعی كه آنان دارند امكان گفت‌وگو با رسول خدا وجود ندارد، لذا با لباسی ساده خدمت پيامبر رسيدند. 
طی جلساتی كه با پيامبر اكرم (ص) داشتند با آن حضرت به بحث و مناظره پرداختند و علی‌رغم دلايل قوی و محكمی كه پيامبر اكرم (ص) ارائه می‌فرمود، آنها همچنان به حقانيت آئين و اعتقادات خود پافشاری می‌كردند. اين امر سبب شد تا پيامبر اكرم(ص) بر اساس حكم پروردگار متعال، آنان را به مباهله دعوت نمايد، كه طرفين در پيشگاه خداوند لب به نفرين بگشايند و هر كدام كه بر حق نيستند و دروغ مى‌گويند، به عذاب الهى گرفتار شوند. نصاری پذيرفتند و اجرای آن را به روز بعد موكول كردند. 
بامداد روز بعد، اجتماعى عظيم از مردم مدينه در بيرون شهر ديده مى‌شد و گروهى بى‌شمار براى تماشاى مباهله گرد آمده بودند. در آن حال مشاهده كردند كه پيغمبر اكرم (ص) در حالی كه كودكی را در آغوش داشته و دست كودك ديگری را در دست دارد به‌همراه بانو و مردی كه پشت سر ايشان حركت می‌كردند، از راه رسيدند و محلى را براى مباهله در نظر گرفتند. 
مسيحيان كه از دور ناظر ورود رسول اكرم (ص) بودند، بر خلاف انتظار خود ديدند كه آن حضرت با جمعيت و ازدحام نيامده و فقط يك مرد و يك زن و دو پسر با خود آورده است. 
پرسيدند كه همراهان پيغمبر با او چه نسبتى دارند؟ گفته شد: كه اينان محبوب‌ترين مردم نزد رسول اكرم(ص) هستند. يكى «فاطمه» دختر او و ديگرى «على» داماد و پسر عمش و آن دو پسر، فرزندان دختر او «حسن» و «حسين» هستند. اسقف اعظم نصرانی كه متحير شده بود، خطاب به جمعيت نصاری گفت: «بنگريد كه محمد چگونه با اطمينان تمام و ايمان راسخ به ميدان آمده و بهترين عزيزان خود را برای اجرای مباهله به همراه آورده است! به خدا سوگند اگر او در اين امر ترديد و يا خوفی داشت، هرگز عزيزان خود را انتخاب نمی‌كرد. مردم، من در چهره آنان معنويت و روحانيتی می‌يابم كه اگر از خدا درخواست كنند، كوه‌ها را از جای خود حركت خواهند داد. پس از مباهله با آنان بر حذر باشيد كه عذاب و بلا دامن ما را خواهد گرفت.» 
به دنبال آن، پيامى به رسول اكرم (ص) فرستادند كه از مباهله درگذر و تو خودت در ميان ما حكم باش و كار را با مصالحه خاتمه بده. 
رسول اكرم (ص) با پيشنهاد آنها موافقت كرد و صلح‌نامه‌اى به خط اميرالمؤمنين على (ع) و تعيين جزيه سبك و آسانى كه ساليانه بپردازند، تنظيم شد و كار خاتمه يافت.