شعري از عليرضا قزوه به مناسبت اول مهر
عليرضا قزوه كه سالياني است در هندوستان از زبان و فرهنگ پارسي پاسداري ميكند، شعري با مقدمهايي به مناسبت اول مهر فصل آموزش و آموختن منتشر كرده در عين حال قزوه از جنگ و پدرش هم ياد كرده است.
به گزارش فارس عليرضا قزوه در آغاز شعر تازه منتشر شدهاش اينگونه نوشته است: «حكايت مهر تمام شدني نيست، مهديه و مائده رفتند كلاس اوّل دبيرستان، و من براي چهلمين بار برگشتم به همان كلاس " اوّل آ " و دلتنگ پدر شدم و دلتنگ بچههاي جنگ...»
****
اوّل مهر رسيد و من در همان " اوّل آ " بودم
مثل گنجشك دلم ميزد، مثل گنجشك رها بودم
پاي يك پنجره ميزي بود، چه تقلّاي عزيزي بود
پنجره راه گريزي بود، خيره در پنجره ها بودم
پشت هر پنجره دنيايي ست ، چشم وا كردم و بستم ، آه
من كجايم؟ تو كجا؟ با خويش در همين چون و چرا بودم
گفت : بابا دو هجا دارد... نام من چار هجايي بود
نان يكي... آب يكي ... باران... مثل باران دو هجا بودم
گفت: هر حرف صدا دارد... در سكون حرف زدم با خود
هم صدا بودم و هم ساكت ، نه سكوت و نه صدا بودم
گفت: دلتنگ كه اي؟ خنديد... گريه كردم كه پدر... خم شد
آه بابا، بابا، بابا، سخت دلتنگ شما بودم
جنگ شد، پنجره ها افتاد ، بچّه ها تشنه سفر كردند
هشت نهر آينه جاري شد، تشنه در كرببلا بودم

گفت: هي هي! تو كجايي؟ تو ... راست مي گفت، كجايم من؟
تو نبودي... تو چهل سال است... من... اجازه؟... همه را بودم
من چهل سال، خداي من! من چهل سال كجا بودم؟
اوّل مهر 1389 - دهلي نو
(اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة والنصر وجعلنا من خیرانصاره ,اعوانه والمستشهدین بین یدیه) با سلام وتشکر از اینکه وبلاگ سفیر ولایی رو ا نتخاب کردید.این وبلاگ با هدف اطلاع رسانی در باب مطالب سیاسی فرهنگی،اجتماعی وادبی،مذهبی،عقیدتی ودیگر مطالب مرتبط با این موضوعات راه اندازی شده وامیدوارم بتونم به عنوان سرباز کوچک ولایت در مسیر تبیین وترویج افکار واهداف شرع مقدس. که همون افزایش دانش وبینش وبصیرت در افراد جامعه است قدم بردارم. ودر پیمودن این مسیر بسیار نیازمند راهنمایی وکمک دوستان شفیق هستم.تا انشاءالله این قدمهای هرچند ناچیز مورد رضایت حضرت صاحب الزمان ارواحنا فدا قرار بگیره.